نوروز
شاید دویدن در کوچه های خاکی شهر باشد
پیشاپیش بادبادکی که پرواز نمی کند
و دلهره یُ گم شدن عیدانه ها
در جیب های کم عمق کت و شلوارهای آهار دار نو
نوروز
شاید جست و خیزی شادمانه باشد
در بستر علف های تازه رو
در همهمه ی آش رشته
و هیاهوی کاهو سکنجبین
در روز دردانه« سیزده بدر»
نوروز
شاید دست هایی باشد
چفت شده در هم
و پچ پچ رازهای ناگفته
در کوچه های خلوت پیچاپیچ
نوروز
شاید سفری دو نفره باشد
پر از دلهره ی قهر
و اشتیاق آشتی
و چیدن چاغاله های نارس بادام
از باغ های غریبه ی ممنوع
نوروز
شاید گرمای ران های نرم کودکی باشد
سوار قلمدوش
و حس خیسی مشکوکی
پشت گردن!
نوروز
شاید دیدار عروس های جوان باشد
یا داماد های مغرور تازه
و گذاشتن اسکناس های نو
در جیب «کاپشن» های « مغز بادام»
که از آغوش می گریزند
تا به« تماشای برنامه ی کودک» برسند
نوروز
شاید همه چیز باشد
از شیرینی گس کودکی
تا تلخی مؤقر موهای نقره ای
نوروز شاید رویای مکرری باشد در خواب؛
« خواب زندگی»
نوروز 1384
سلام راحیل خانوم
مرسی که به وبلاگ من و دوستم سر زدی البته این آدرسی که برات گذاشتم آدرس وبلاگ خودمه خوشحال می شم به اونم سری بزنی
راستی سال نوت مبارک امیدوارم سال خوبی داشته باشی
بازم مرسی از تعریفت
فعلا
همیشه بهاری باشی و سبز و جوان...عیدت مبارک دوست خوب
سلام دوست عزیز
سال جدید رو بهت تبریک می گم
امیدوارم در سال 1385 بتونی به تمام آن چه می خوای برسی
و این سال به سالی استثنائی در زندگیت تبدیل بشه
ضمنا وبلاگ قشنگی داری،مخصوصا کدهایی که گذاشتی
بای
سلام وبت قشنگه . از اینکه اومدی تو وب من ممنون . بازم میام...